تبليغاتX
دارالوکاله
مکتوبات و دغدغه های یک وکیل دادگستری

بدلیل زندگی چند ساله در سیستان و آشنائی با این خطه از کشورمان ، مسائل و مشکلات و اتفاقات این منطقه جزئی از دغدغه های زندگیم شده . فقر و عسرت زندگی مردم ، در کنار شرایط آب وهوایی طاقت فرسا که طوفانهای همراه با شن آن معروف است ، کمبود شغل ، ناامنی و خشکسالی ؛ زندگی را بر ولایتمداران غیور سیستان تنگ کرده است اما این غیور مردان و شیر زنان سیستانی عرصه را خالی نکرده و همچنان با تحمل تمام سختیها به موطن خویش عشق می ورزند.

وضعیت فرهنگی کل استان و از جمله زابل ، مرد سالاری را همراه با عشق به خانواده توامان در بر می گیرد اما نقش زنان نسبت به سایر مناطق کشور در امور اجتماعی محدود است هرچند که در این سالها این روند به گونه ای رو به رشد در حال تغییر است و ضمن حفظ سنتها ، زنان نیز به حیطه های اجتماعی ورودی داشته اند اما بنظر می رسید گذار از این مرحله و دخالت موثر بانوان ، زمانی به مراتب بیشتر را بطلبد؛ چنانکه هنوز در کلیت جامعه ایران نیز باور به توانایی زنان در ایفای نقش موثر اجتماعی و آنهم در سطح کلان آن نهادینه نشده است.

انتخاب خانم دکتر حلیمه عالی بعنوان نماینده منتخب مردم شریف سیستان از اتفاقات بسیار میمون و غیر قابل انتظار در حوزه سیاسی اجتماعی منطقه و پدیده مبارک و نوید بخشی برای کل کشور است.

بدون شک انتخاب یک بانو در منطقه ای که علائق قومی وقبیله ای در کنار نگاه مرد سالارانه راه را برای ورود زنان به مدارج عالی نظام سخت می کند را(جدای از وقایع خاص انتخاباتی منطقه ) باید در تغییر نگرش و باور به توانایی زن ایرانی حتی در این منطقه دانست.

جای بسی خوشبختی است که از میان نه زن راه یافته به مجلس  و در حضور کمرنگ نمایندگان زن شهر های بزرگ ، زنی متخصص از دیاری مظلوم ورنج کشیده با آشنایی از درد و رنج مردمش خصوصا زنان زجر کشیده ، گام به بهارستان می گذارد  و قطعا حضور وی می تواند منشا اثرات خیر باشد.

خانم دکتر عالی با تخصصی که در ارتباط مستقیم با مردم بوده و رشد در خانوده مذهبی و انتساب به شهیدی بزرگوار  و داشتن پشتوانه بالای رای مردم می تواند نماینده شایسته این مردم بوده و در جهت حفظ حقوق آنها بسیار موثر باشد.

خانم عالی بعنوان اولین زن نماینده استان رسالتی بس خطیر نیز پیش رو دارد و آن پاسداشت اعتماد مردم به بانوی ایرانی در مسند نمایندگی است که قطعا چنانچه در این جایگاه به خوبی ایفای وظیفه نماید در تداوم این روند و عبور از این مرحله اجتماعی ، می توان از او بعنوان پیشگام به نیکی نام برد . اما چنانچه خدای نکرده اینچنین نشود بیم از آنست که رویکرد به حضور زنان در عرصه های اجتماعی را تا سالها مردم به فراموشی بسپارند.

 برای ایشان و همه مردم شریف سیستان آرزوی روزهایی خوب و آینده ای درخشان دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:51  توسط وکیل  | 

اينک که به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي کنم ، که تا روزي که من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد . دين و آيين و رسوم ملتهايي که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي که من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

من تا روزي که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد .

من تا روزي که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بکار وادارد .

من امروز اعلام مي کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر ديني را که ميل دارد ، بپرسد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند ، مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غضب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلي ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران .

من تا روزي که به ياري مزدا ، سلطنت مي کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:0  توسط وکیل  | 

مطالب حقوقی را در سایت اینجانب  مطالعه بفرمایید.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 3:53  توسط وکیل  | 

 

در صیام ار پا نهی شادی کنان نه، با گشاد            چون حرامست و نشاید پیش غمناکان صیام

مولانا   

ماه مبارک رمضان با تمام برکات وفضائل منحصر به فرد خود فرا رسید و عاشقان را فرصتی است تا فرصت را غنیمت شمرده و از برکات آن بهره مند گردند.

ماهی که نفس صائم هم عبادت است ، ماهی که ضمن عبادت مصطلح ، می توان با گره گشایی از کار بندگان خداوند، به درجات رفیعتری رسید و از آن جمله تلاش برای رشد و تعالی کشور است.

اگر روزه باشیم و به تلاش و کوشش بپردازیم و گرهی از کار فردی بگشاییم اجر آن چند برابر است چه رسد در راه اعتلای کشور تلاش نماییم.

نمی دانم آیا در روایات و تاریخ دینی ما نمونه ای وجود دارد که تلاش معصومین در این ماه کم شده باشد؟

در اعمال شبهای قدر ذکر شده است که بانوی دو عالم صدیقه طاهره(سلام الله علیها)در دهه آخر ماه مبارک وسائل خواب را جمع می کردند تا بیشتر به عبادت پرداخته شود اما هیچ جا ندیدم که از تلاش و کوشش روزمره معصومصن کاسته شده باشد و یا افراد را به استراحت بیشتر سفرش کرده باشند.

هر چند خواب صائم هم عبادت است اما این نه به منزله ارجحیت آن بر تلاش است.

امری که متاسفانه چند سالی است که در کشور ما که در مرحله گذر است و به تلاش شبانه روزی نیاز دارد بواسطه تصمیم دولت جاری گردیده و ساعات کاری ادارات در این ماه تقلیل پیدا می کند تا حد سه ساعت در روز و اضافه کنید به آن ساعت نماز را وبسنجید که چند ساعت کار مفید صورت می پذیرد؟

آیا براستی این تقلیل ساعت کاری اثری در ارتقاء معنوی کارمندان داشته؟ هر اقدام دولت بدلیل تبعات آن باید با پشتوانه کارشناسی باشد. آیا بررسی گردیده که در این چند سال به چه میزان این امر در ارتقاء معنوی جامعه تاثیر گذار بوده است؟

در مقابل عقب ماندگی ، رخوت و رکود در جامعه و غقب ماندن از چرخه پیشرفت ، اموری مسلم است که قابل انکار نمی باشد.

در سالی که کار و همت مضاعف نام گرفته چنین اقدامی چه توجیهی دارد؟

نمونه بارز تاثیر مخرب این تصمیم را می توان در طولانی شدن اوقات رسیدگی محاکم دید، چرا که رسیدگی دیر هنگام به دعاوی بعضا اثرات غیر قابل  جبرانی به همراه دارد که بر هیچکس پوشیده نیست  و رفع اختلاف و رسیدگی به دعاوی وظیفه  شرعی محکمه است اما عبادت و انجام اعمال مستحبه نمی تواند مانع انجام آن گردد.

به هر روی این اقدام نه تنها عامل سستی و رخوت در جامعه می باشد که به قطع ویقین می توان گفت که مخالف نظر شارع مقدس است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 18:44  توسط وکیل  | 

رییس دستگاه قضا در ادامه گفت:" ايشان مي افزاید، در مواردي هم که حتي نامي از کسي برده نشده است، قاضي مي‌گويد اين مطلب به فلان شخص مي‌خورد، در حالي که وقتي مطلبي نوشته و نقد مي‌شود، اگر به کسي هم خورد، خورد. بايد بخورد تا دردش بيايد. اينها تقريباً مطالب روز گذشته ايشان است. نخست این که توقع‌ ما از رئيس جمهور اين است که ادبياتش متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته درست و منصفانه باشد. من از باب يک شهروند عادي اين مملکت، چنين توقع حقي را از ايشان دارم. اين چه ادبياتي است که مثلاً خورد که خورد بگذار بخورد تا دردش بيايد؟!"

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 12:30  توسط وکیل  | 


سر مرغ سحر زدند، مباد
خبری خوش ز بامداد دهد

سرزند آفتاب و با نفسش
همه نیرنگشان به باد دهد

 سام

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 11:20  توسط وکیل  | 

خبر پناهندگی یکی از وکلای مدافع و علت و شرایط خروج او به علت اینکه به قول وی همسرش را دولت گروگان گرفته است خبر خوبی نیست و از جهات کوناگون جای تامل دارد

۱- وکیلی که با انگیزه دفاع از حقوق بشر سالها فعالیت کرده چگونه حاضر است حال که به قول او بخاطر وی همسرش گروگان گرفته شده او را به امان خدا گذاشته و فرزندش را بدون سرپرستی مادر رها کرده و به امید کمک! ار آنسوی آب ٬به سرزمینی دیگر برود ؟ این اقدام بسیاری از ادعاها را زیر سوال می برد.

۲- در پرونده هایی که با وکالت ایشان و از این دست پرونده ها که با وکالت بعضی دیگر از همکاران ٬در جریان بوده و هست آنچه جای تامل دارد اینکه موضوع آنها بسیار سریغ در رسانه های خارجی مطرح شده و حول آن تبلیغاتی صورت می گیرد تا شاید نظام قضایی ٬ کوتاه بیاید و این تبلیغات بی اندازه پررنگ  میشود تا شاید فشارها باعث انعطاف بیشتر در آراء صادره گردد.

طبیعتا چنین اقداماتی از منظر قضایی و حقوقی مورد پسند نبوده و استقلال دستگاه قضا و قانونمند بودن او را هدف می گیرد.

۳- از طرف دیگر اقدامات دستگاه قضایی نیز زمینه را برای چنین اعمال و حرکاتی فراهم می کند٬ زمانی که وکیل متهم در مرحله تحقیقات بعضا  وکالتش قبول نمی شود و یا در جریان اتهام موکل خود  قرار نمی گیرد  و به بهانه محرمانه بودن تحقیقات٬ تا مدتها وکیل نمی تواند در جریان پرونده باشد و پاسخی به او داده نمی شود این احتمال را نمی توان نادیده گرفت که برای رهایی موکل خویش به جو سازی نیز بپردازد هر چند مورد تایید نیست.

۴-آنچه مهم است اینکه  قوانین حاکم بر نظام قضایی تا زمانی که تغییر نیافته اند مورد احترام هستند و اگر ایرادی به آنها وارد است باید از مجاری قانونی مورد بررسی قرار گیرند و با چماق حقوق بشر به جنگ احکام قضایی رفتن راه به جایی نمی برد.

آخر اینکه پناهندگی یک وکیل دادگستری را باید هم ننگی برای او و هم مایه تاسفی برای نظام و مخصوصا قوه قضائیه دانست.

به امید روزی که قوه قضائیه دارای چنان استقلال و قدرت علمی و معنوی باشد که چنین اقداماتی را نتوان به عملکرد آن نسبت داد.

آیا چنین روزی فرا خواهد رسید؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 4:27  توسط وکیل  | 

جرالدین دخترم، از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود. اما تو کجایی؟ در پاریس روی صحنه ی تئاتر پر شکوه شانزه لیزه... این را می دانم و چنان است که در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدمهایت را می شنوم. شنیده ام نقش تو در این نمایش پر شکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.

جرالدین، در نقش ستاره باش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هوشیاری داد، بنشین و نامه ام را بخوان... من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی. امروز نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران تو را به آسمانها ببرد. به آسمانها برو ولی گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن. زندگی آنان که با شکم گرسنه، در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد و هنرنمایی می کند. من خود یکی از ایشان بودم.

جرالدین دخترم، تو مرا درست نمی شناسی. در آن شبهای بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم. آن هم داستانی شنیدنی است. داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام. من درد نابسامانی را کشیده ام. و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند. اما سکه ی صدقه ی آن رهگذر که غرورش را خرد نمی کند رانیز احساس کرده ام. با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آن که بمیرند حرفی نباید زد. داستان من به کار نمی آید. از تو حرف بزنم. به دنبال نام تو نام من است.

چاپلین، جرالدین دخترم، دنیایی که تو در آن زندگی می کنی دنیای هنرپیشگی و موسیقی است. نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن. ولی حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار.....

به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرجهای دیگرت، باید برای آن صورت حساب بفرستی.....

دخترم جرالدین، گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر بگرد. مردم را نگاه کن. زنان بیوه و یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو: *من هم از آنها هستم.* تو واقعا یکی از آنها هستی. هنر قبل از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را می شکند. وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه ی پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. آنجا بازیگران مانند خویش را خواهی دید که از قرنها پیش زیباتر از تو، چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمایی می کنند. اما در آنجا از نور خیره کننده ی نورافکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست. نورافکن کولی ها تنها نور ماه است. نگاه کن، آیا بهتر از تو هنرنمایی نمی کنند؟ اعتراف کن. دخترم... همیشه کسی هست که بهتر از تو هنرنمایی کند و این را بدان که هرگز در خانواده ی چارلی چاپلین کسی آنقدر گستاخ نبوده که یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن یا کولی هنرمند حومه پاریس را ناسزایی بگوید.......

دخترم، جرالدین، چکی سفید برای تو فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی، با خود بگو سومین فرانک از آن من نیست. این مال یک فرد فقیر گمنام می باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستجو لازم نیست. این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف میزنم برای آن است که از نیروی فریب و افسوس پول، این فرزند شیطان، خوب آگاهم.......

من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه برای بندبازان بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده، بیشتر از بندبازان ریسمان نااستوار سقوط می کنند.

دخترم، جرالدین، پدرت با تو حرف میزند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد. آن شب است که این الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.... روزی که چهره ی زیبای یک اشراف زاده ی بی بند و بار تو را بفریبد، آن روز است که بندبازی ناشی خواهی بود. بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.

از این رو دل به زر و زیور مبند. بزگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.... اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار و معنی این را وظیفه ی خود در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او بهتر از من معنی عشق را می داند. او برای تعریف معنی عشق، که معنی آن یکدلی است شایسته تر از من است......

دخترم، هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند..... برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.

دخترم جرالدین، برای تو حرف بسیار دارم ولی به موقع دیگری می گذارم و با این پیام نامه ام را پایان می بخشم:

*** انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. ***

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 18:2  توسط وکیل  | 

 

با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت علیهم السلام در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت ترین شب سال پس از شب قدر است، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی فرمودند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.
همچنین مناسب است تا در تمامی مکان های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل میگردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:28  توسط وکیل  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:23  توسط وکیل  | 

(رئيس قوه قضاييه با درخواست دادستان كل كشور مبني بر اعمال ماده 18 اصلاحي تشكيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب در خصوص دستور موقت شعبه 29 دادگاه عمومي (حقوقي) در خصوص پرونده دانشگاه آزاد اسلامي موافقت كرد.)
این اقدام انقلابی که ظرف دو روز از تایید رییس کل دادگستری تهران صورت می پذیرد در حالی است که پرونده های متعددی که به این طریق  از طرف مردم تظلم خواهی شده ماه ها و بعضا سال بر آنها می گذرد و مجال طرح شدن نمی یابند.                                                                                          صرف نظر از صلاحیت یا عدم صلاحیت دادگاه در رسیدگی به این مساله و صدور دستور موقت٬ در رابطه با اعمال ماده ۱۸ نکته در اینجاست که در این ماده ٬ آراء قطعی دادگاهها مشمول این امر قرار گرفته اند و همانطور که در آیین نامه این ماده در مواردی از جمله مواد ۵٬۶٬۷٬۸ و... به احکام قطعیت یافته اشاره می نماید٬ منظور احکامی هستند که قاطع دعوا بوده و قطعیت نیز یافته باشند.

حال آنکه در دستور موقت حکمی قاطع دعوا صادر نمی شود و موقتا دستوری از طرف دادگاه اتخاذ می گردد و قطعیت آن نیز تا زمان اعتراض به اصل رای می باشدو لذا نمی توان آنرا رای قطعیت یافته دانست.

بنا بر این اعمال ماده ۱۸ در این خصوص تاسیس جدیدی در آیین دادرسی می باشد که قوه قضائیه با تفسیر خاص و شاذ خود بدان عمل کرده و بسیاری از بنیانهای حقوقی را دگرگون می نماید.

اصولا قوه قضائیه را باید بدور از مسائل سیاسی دانست و اگر درگیر این مسائل گردد انتظار دادرسی عادلانه را از آن نمی توان داشت اما آیا با این رویه می توان به غیر سیاسی بودن آن امیدوار بود؟ 

از طرف دیگر مجلس در مصوبه خود در خصوص اداره مراکز آموزش عالی غیر دولتی٬ مواردی را تقنین می نماید که عده ای از طرفداران دولت و رسانه های حامی آن به ستیز با آن برخواسته تا مجلس عقب نشینی نماید که تا حدودی بنظر می رسد این امر در حال رخ دادن می باشد که باید به حال چنین مجلسی تاسف خورد که یا بدون کارشناسی مصوبه ای را تصویب کرده و کمتر از یک هفته به ایراد آن واقف می شود یا خدای نکرده تسلیم فشارهای دولت و حامیان آن شده و عقب نشینی می کند.

امیدوارم چنین فشارهایی در استقلال رای نمایندگان تاثیری نداشته باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 10:7  توسط وکیل  | 

         آنها که روزی عکس پاره شده امام را علم کرده تا رقیب را بکلی از میدان بدر کنند آیا این صحنه ها و حمله به بیت یک عالم را نیز می بینند؟ اگر آن عمل مقبوح  بود زشتی دومی چند برابر است.

 هتک حرمت بیت یک فرد مسلمان حتی اگر مرجع یا حتی فقیه هم ندانیمش  و زیر پا نهادن احکام شرع مقدس در باب حفظ حرمت اشخاص و حریم آنها٬ حداقل قبحی همانند پاره کردن یک عکس ندارد؟

اگر به هر بهانه ای به بیت عالمی حمله شده و چنین عمل شود آزاد اندیشی علما و مراجع را باید به فراموشی سپرد( مباد آنروز) . اگر سخنان و موضعگیری یک عالم را یارای تحمل نیست٬ کرسی آزاد اندیشی را در دانشگاه براه انداختن چه معنی می دهد؟ و باید پذیرفت که آزاد اندیشی و اظهار نظر نه در محدوده قانون که در راستای خواست عده ای باید باشد.

این عمل بشدت محکوم است چه به بیت آیت الله صانعی و منتظری باشد٬ چه هتاکی به نوه حضرت امام و چه هتک حرمت بیت آیت الله نوری همدانی.

بدون شک حکومت نیز با چنین اقداماتی موافق نمی باشد چرا که روزی اینچنین دامن خود و علمای همسویش را نیز خواهد گرفت اما اگر اراده ای برای برخورد با این قبیل اقدامات وجود دارد در عمل باید به اثبات برسد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 10:43  توسط وکیل  | 

کیهان نوشت:

اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ضمن هشدار نسبت به توطئه جديد دشمنان نظام عليه حوزه هاي علميه، سروش را مرتد اعلام كردند.

در بيانيه منتشر شده از سوي اين جامعه آمده است: حوزه هاي علميه بلاد اسلامي تفكيك ناپذير بوده و مراجع تقليد قم و نجف پشتيبان نظام مقدس جمهوري اسلامي و ولايت فقيه هستند. اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بررسي اظهارات جديد سروش مبني بر ضرورت مهاجرت مراجع تقليد از حوزه هاي علميه قم به نجف تصريح كردند دشمنان از نقش مهم و تاثيرگذار مراجع تقليد قم و نجف در جهان تشيع هراسان هستند.

مدرسين حوزه علميه قم تاكيد كردند: سروش با تخطئه مباني نظام اسلامي و ولايت فقيه ارتداد خود را بر همگان ثابت كرد و با همراهي اپوزيسيون خارج نشين در جهت سازماندهي فتنه 88 همدستي خود با سازمان اطلاعاتي سيا و موساد را به اثبات رساند بنابراين اظهارات اخيرش مبني بر ضرورت مهاجرت مراجع قم به نجف در راستاي اهداف شوم دشمنان نظام و به خاطر ترس از نقش تاثيرگذار مراجع قم و نجف در جهان تشيع مي باشد لذا مراجع تقليد براي اظهارات اين مرتد خارج نشين كوچكترين ارزشي قائل نبوده و توطئه هاي شوم دشمنان براي ايجاد شكاف و نفاق ميان مراجع قم و نجف و مراجع عظام با نظام جمهوري اسلامي را در هم مي شكنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 10:1  توسط وکیل  | 

در سالروز شهادت امیر کبیر و بیاد آن امیر تنها ٬ دستخطی از وی خطاب به ناصرالدین شاه را می آورم تا علت خوشنامی و ماندگاری یاد او در خاطر ایرانیان را بهتر بدانیم. نمی دانم این روحیات اگر در کشور ما ادامه یافته و نهادینه شده بود آیا باز هم در همین مرحله بودیم؟ روحش شاد

دست‌خط امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 9:4  توسط وکیل  | 

در خصوص اتفاقات عاشورا خواستم مطلبی بنویسم اما با اطلاعاتی که بدست آوردم بقدری ذهنم مشغول است که نمی دانم از کدام منظر به این وقایع و اتفاقات پس از آن بپردازم.

از تحریف و دروغ و نشان دادن صحنه های تقطیع شده برای تحریک افکار عمومی بگویم یا از زیر کردن فردی توسظ اتومبیل نیروی انتظامی؟از نشان ندادن عزاداری همین فتنه گران! بگویم یا از نشان دادن سوت وکفی که عده ای قلیل آنهم پس از مقابله با نیروها انجام میدادند یا از نشان دادن خانمی با حجاب نامناسب و یا فردی با کراوات در میان مردم و نشان ندادن انبوه زنان محجبه که در این میان بودند؟.

اگر حرمت شکنی صورت گرفته بی شک محکوم است امابنام و دفاع از عاشورا و دین گروهی را با اغراض سیاسی مطرود کردن و کل آن جمع را حرمت شکن تلقی کردن و مردم مسلمان را به خیابان کشاندن و آنها را رودر رو قرار دادن آیا مطلوب حسین ابن علی (ع) است؟

به همین مقدار بسنده کرده و مطلبی که در عصر ایران نوشته شده را در اینجا نقل می نمایم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 17:39  توسط وکیل  | 

حوادث اخیر و نحوه انعکاس آن برای افکار عمومی و بهره برداری کاملا سیاسی ار آن دل هر مسلمان و شیعه آگاه به حقایق را به درد می آورد. همانطور که وجدان مردم مذهبی ما بخاطر اطلاعات غلطی که صحیح می پندارند از منافقین! و فتنه گران! ساخته دست صدا وسیما و کیهان بدرد آمده است.

هر دو درد دین دارند اما عده ای از آن سوء استفاده می کنند و چه زشت که این سوء استفاده بنام دین و حفظ حرمت عاشورا و توسط حکومتی باشد که نام اسلامی دارد.

اقدام ! جمعی معدود را حرمت شکنی تلقی کردن و بزرگنمایی آن و بهره برداری سیاسی از نام و حرمت عاشورا و انبوه مردم مومن و عزادار را به خیابان کشاندن و از احساسات پاک آنها استفاده کردن و رویارو قرار دادن آنها با دیگر برادرانشان چگونه قابل توجیه است؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 17:35  توسط وکیل  | 


مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در پاسخ به اینکه حضور دکتر احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص نظام چه زمانی محقق خواهد شد و رئیس جمهور از چه زمانی تصمیم به شرکت در این جلسات را می گیرند افزود: تحولات کشور و مواضع برخی افراد در مسائل پس از انتخابات بازنگری در ترکیب عناصر برخی از نهادهای مهم و موثر کشور را گریزناپذیر کرده است این انتظار درستی نیست که رئیس جمهور به عنوان نماینده منتخب ملت، در کنار کسانی بنشیند و با افرادی هم سخن شود که رودر روی نظام و رهبری ایستاده اند و با مواضع، اظهارات و رفتار خود، تنور توطئه های دشمن علیه اسلام، کشور و مردم را گرم می کنند تجربه اثبات کرده است که در هم آمیخته شدن خطوط و مرزهای حق و باطل، به نفع ملت ایران نیست و مانع از رشد و بالندگی نظام و انقلاب اسلامی می شود، بنابراین اجتناب از تکرار چنین وضعیتی، یک امر ضروری است.

به نقل از تابناک

جای تامل است که تشخیص مصلحت نظام به دست افرادی است که بقول ایشان و احمدی نژاد در مقابل نظام و رهبری ایستاده اند و جای تامل بیشتر دارد که چرا رهبر دخالتی نکرده و جناب رییس دولت نهم آنها را ضد نظام و رهبری می داند. معنی نظام را باید دوباره تعریف کرد!.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:11  توسط وکیل  | 

پیشنهاد نامگذاری جهانی سال ۲۰۱۰ بعنوان سال اصلاح الگوی مصرف از طرف احمدی نژاد در اجلاس کپنهاگ در حالی صورت می گیرد که ایران پیشتاز در اتلاف انرژی و منابع می باشد و دولت ایشان نیز نتوانسته اقدام خاصی در این راه انجام دهد.

شخصا از پرداختن به این موضوع پرهیز کرده و یادداشت روزنامه اطلاعات(که کمتر در آن مطالب انتقادی به چشم می خورد ) را نقل می نمایم. قضاوت با شما دوستان.

ضمنا پاورقی ها به جهت استقبال از سال جهانی اصلاح......... حذف می گردد.

                                یادداشت                 نوشته علیرضا خانی

رئيس جمهوري روز پنجشنبه در اجلاس كپنهاك به همه كشورهاي جهان پيشنهاد كرد سال 2011 سال اصلاح الگوي مصرف و كاهش آلودگي نامگذاري شود.(1)

معاون اول رئيس جمهوري روز سه‌شنبه گفت: سالانه 250 ميليارد تومان نان (معادل 30 درصد نان توليد شده) در كشور دور ريخته مي‌شود.(2)

يك مقام وزارت جهاد كشاورزي گفت: انرژي در بخش كشاورزي ايران اسراف مي‌شود به گونه‌اي كه ايران بالاترين ميزان مصرف انرژي را در بخش كشاورزي در ميان كشورهاي عضو فائو دارد.(3)

معاون اول رئيس جمهوري گفت: بخشي از درآمدهايي كه بايد خرج زيرساخت‌هاي كشور شود، متأسفانه به دليل اسراف از بين مي‌رود.(4)

علي يوسف‌پور معاون وزير نيرو گفت: خود دولت، منشأ تمام اسراف‌ها در بخش‌هاي مختلف جامعه است.(5)

عباس علي‌آبادي معاون وزير نيرو در امور برق: سالانه حدود 30 ميليارد كيلووات ساعت برق توليدي كشور در شبكه توزيع هدر مي‌رود.(6)

يك كارشناس در گفت‌وگو با فارس: هزينه اسراف سالانه نان در ايران به اندازه ساخت 2 پالايشگاه است.(7)

رئيس اتاق بازرگاني: در صورت اصلاح الگوي مصرف، توليد ناخالص داخلي كشور رشد 40 درصدي را تجربه خواهد كرد.(8)

روح‌الله عباسپور عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس: 2 برابر جمعيت 3/1 ميليارد نفري چين انرژي مصرف مي‌كنيم(9)

رئيس جمهوري در جمع مردم كرمان: در حال حاضر كشور با اسراف و بدمصرف كردن و اتلاف منابع ملي مواجه است (10)

رئيس مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني: ضايعات مواد غذايي در ايران 25 برابر متوسط جهاني است(11)

يك مقام وزارت جهاد كشاورزي: سالانه 30 درصد ميوه كشور به ضايعات تبديل مي‌شود كه اين ميزان 15 برابر ميانگين جهاني است(12)

92 درصد آب مصرفي در بخش كشاورزي به دليل استفاده از روش منسوخ غرق آبي هدر مي‌رود.(13)

سالانه 73 ميليون ليتر سوخت در كشور هنگام سوخت‌گيري هدر مي‌رود كه اين ميزان 10 برابر اتحاديه اروپا و 15 برابر ژاپن است.(14)

9درصد سوخت جهان در ايران مصرف مي‌شود كه تنها يك درصد جمعيت جهان را دارد. در مصرف گاز بعد از آمريكا و روسيه، در رتبه سوم قرار داريم.(15)

براساس گزارش انجمن جهاني انرژي در سال 2008، از سال 1990 تا 2006 ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا داراست و ادامه اين روند در آينده مي‌توان ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل كند(16)

حسن كامران نماينده اصفهان در مجلس: مسئولين قواي سه‌گانه به جاي حرف زدن درباره ضرورت منطقي كردن مصرف منابع در كشور بايد در اين مسيرگام عملي بردارند كه اولين قدم ساماندهي سفرهاي مسئولان دولت و دستگاه قضا و وكلاي ملت است و نبايد بهانه بياورند كه اول بايد مسائل كلان را حل كرد چرا كه از رعايت نكات كوچك مي‌توان به تصميمات اساسي و بزرگ رسيد.(17)

***

به نظر نمي‌رسد ضروري باشد نكته ديگري بياوريم. اما خوب است رئيس جمهوري محترم در بازگشت از سفر كپنهاگ به مردم توضيح دهد كه دولت و مجموعه تحت مديريت او، در سال اصلاح الگوي مصرف غير از شعار و پارچه‌نويسي چه كرده است؟

چه اصلاح اساسي در مصارف دولتي بوجود آمده است؟ چه تصميمات عميق و دقيقي براي جلوگيري از هدرروي منابع و اتلاف سرمايه‌هاي كشور اتخاذ شده و به اجرا درآمده است؟

رئيس جمهوري كشوري كه به اذعان مسئولان دولتش، بيشترين اتلاف انرژي، هدرروي منابع و ضايعات محصولات را دارد و در سال اصلاح الگوي مصرف ـ كه نامگذاري هوشمندانه‌اي بود و مغفول ماند ـ هيچ حركت جدي و اساسي در زمينه اصلاح مصرف انجام نداده و آماري را پايين نياورده است، چگونه مي‌تواند براي همه جهان نسخه بپيچد؟!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 1:21  توسط وکیل  | 

بحث اهانت  به امام خمینی (ره)  این روزها محور بحثهای رسانه ای و مخصوصا صدا وسیما شده و موجی جدید علیه جریان اصلاح طلب به راه انداخته است.

بدون شک اهانت به ساحت حضرت امام ٬ آن پیر فرزانه و مراد مردم مسلمان ایران از هیچ فرد یا گروهی پذیرفته نیست و تمامی علاقمندان نظام جمهوری اسلامی آنرا محکوم می نمایند اما در این جریان ٬بقول عده ای نقش روشنگرانه! رسانه ملی! جای تامل دارد هرچند این بزرگ نمایی را نمی توان صرفا به صدا و سیما نسبت داد.

اگر فردی یا افراد معدودی چنین جسارتی روا داشته اند که در اصل عمدی بودن آن نیز شبهه وجود دارد  آیا انتشار آن اشاعه منکر نمی باشد؟ آیا این امر مورد قبول تعداد زیادی از شرکت کنندگان در آن تجمع بوده و مورد حمایت آنان قرار گرفته است و به نوعی عمومیت یافته است؟ بی شک در جریانات اخیر افرادی نیز نفوذ نموده تا خواسته های خود را در این بین عملی کنند و قطعا فتنه گرانی نیز بدنبال تحت تاثیر قرار دادن ومنحرف کردن جریان اعتراض هستند اما نباید و نمی توان عملکرد فرد یا افراد معدودی را به کل جریان تسری داد.

در جریان اهانت به حضرت امام در قبل از انقلاب که منجر به حرکت عظیم مردمی گردید اهانت کننده مطلبی در یکی از دو روزنامه پر تیراژ آنروز مطرح کرد و منتشر شد که طبیعتا اعتراض مردمی را بدنبال داشت . اما در این اتفاق که در جمع محدودی و بر فرض توسط فردی این اهانت صورت گرفت  نهادهای امنیتی براحتی توانایی شناسایی وی و سپردن او بدست قانون را داشتند اما اینکه این جریان در این سطح وسیع ٬ رسانه ای شود و تبلیغات فراوان حول آن صورت گیرد را نمی توان جز این تلقی نمود که  قصدی وجود دارد تا  بهانه ای که بدست آمده را بزرگ کرده و منکری را علنی نمایند تا ضربه ای کاری به جریان اصلاحات وارد کرده و مقدمه ای  برای برخوردهای بسیار شدیدتر با معترضین باشد.

مخصوصا که با بسیج کردن طلاب و روحانیون و تعطیلی دروس حوزه و براه انداختن تجمعات و تظاهرات در مراکز مختلف و پوشش گسترده خبری آن ٬ چنان به مردم القاء می شود که گویی اهانت به امام توسط عده ای کثیر از منسوبین به جریان اصلاح طلب صورت گرفته که دیگر مجالی برای عطوفت و رحمت با آنها باقی نمانده  و عده ای کفن پوش آماده برخورد شدید با آنها هستند.

اینگونه عملکرد و اقدام بنظر اینجانب بسیار ناشیانه و عوامفریبانه برای انتقام از معترضین است.

در خاتمه باید اذعان کنم که تبری سران جریان معترض از این اقدام که بهانه بدست حاکمین داده است امری ضروری بوده وتاخیر آنان قابل توجیه نبوده و جریان امر را بدتر خواهد نمود.

در پایان نامه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خطاب به رییس صدا و سیما بدون توضیحی نقل می شود

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای سید عزت‌الله ضرغامی

ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی

روز شانزدهم آذر 88، سیمای جمهوری اسلامی در چند بخش خبری، تصویری را منتشر کرده که حاوی حرمت شکنی نسبت به امام راحل عظیم‌الشان بوده است. در این باره نکاتی را لازم است معروض دارم:

نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنه‌های تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشته‌اند، استفاده می‌شود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است. و بر فرض آنکه آنچه که در تصاویر تنظیم شده و نامرتبط نشان داده شده است در گوشه‌ای از تجمعات آن روز توسط فردی مجهول و مغرض انجام یافته باشد، توسعه آن به گونه‌ای که گویی جو غالب چنان بوده است دروغ بیّن و مسلّم می‌باشد. حرمت شکنی بی‌سابقه صدا و سیما در تنظیم تصاویر پخش شده جداً باعث تاسف، تعجب و اعتراض جدی دوستداران امام راحل است. تنها کافی است تصور کنید که این عکس در یکی از روزنامه‌ها یا نشریه‌های دیگر منتشر شده بود. آیا نمی‌توان عکس‌العمل علاقمندان به اصول انقلاب را ترسیم کرد. نکته حائز اهمیت آن است که هیچ‌ یک از شبکه‌های خارجی و رسانه‌های دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده‌اند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.

نکته دیگر آنکه از دیدگاه علاقمندان امام هر چند باید از نزاعها و اختلافات ابراز تاسف کرد و در مسیر حل آن گام برداشت ولی باید اذعان کرد که خوشبختانه این نقار در درون خانواده بزرگ دوستداران امام خمینی است و همین امر سرمایه بزرگ نظام اسلامی برای برون رفت از بحران است؛ بغضهای متقابل را اگر بتوان در کانون واحدی به محبت تبدیل کرد می‌توان نسبت به آینده امیدوار بود و این همان نکته ارزشمندیست که همواره مورد تایید و تاکید رهبری معظم انقلاب اسلامی بوده و توسط ایشان در مواقع مختلف از مسئولین نظام جمهوری اسلامی مطالبه شده است و به همین سبب هر گونه تلاش از ناحیه هر کس برای آنکه این اختلافات را به بیرون از این خانواده بزرگ هدایت کند را باید نابخردانه و احتمالا خائنانه تحلیل نمود و از آن خون دل خورد و ابراز تاسف کرد. و این تاسف آنگاه صد چندان می‌شود که اشتباه از ناحیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد.

امید است در تنظیم و پخش اخبار مربوط به حضرت امام (س) عنایت به جایگاه خاص رهبر کبیر انقلاب اسلامی بعنوان اصلی ترین سرمایه نظام جمهوری اسلامی ایران دقت بیشتر مبذول شود.

حمید انصاری

قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

19 آذر 1388

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 22:42  توسط وکیل  | 

فرهنگ از مقولات بسیار پیچیده ای می باشد که ورود در آن حیطه علاوه بر علم و آگاهی و تخصص کافی ٬نیازمند جاذبه ایست که در توان هر فردی نمی باشد.

در سالهای پس از انقلاب اسلامی ٬ علیرغم بسیاری از تبلیغات و بودجه های گزافی که در راه فرهنگ و فرهنگ سازی مخصوصا در حوزه امور دینی صورت پذیرفته اما باید بررسی شود که به چه میزان کارآیی داشته و به چه میزان توانایی فرهنگسازی در این زمینه وجود داشته است؟

آنچه که در جامعه مخصوصا در میان جوانان ملاحظه می شود متاسفانه موفقیتی را  که ادعا می شود نشان نمی دهد.در این مقوله بحث فراوان است اما آنچه مجال بررسی دقیق دارد تبلیغات دولتی و وابستگی نهادهای فرهنگ ساز به دولت و بودجه های دولتی و فرمایشی شدن فرهنگ در جامعه است که متاسفانه نه  تنها داشته های قبلی حفظ نشده و بر آن افزوده نگردیده که بسیاری از پایه های فرهنگی نیز دچار تزلزل گردیده است.

عدم توازن حرکت نهادهای فرهنگی با نیازهای روز و غیر خودی دانستن قشر عظیمی از مردم باعث دور شدن روز بروز بسیاری از مردم از فرهنگ  اسلامی غنی ماست.

در این سالیان حرکت غیر فرمایشی و خودجوش همراه با تفکر و نوآوری را در حیطه اشاعه فرهنگ ولایی ٬شخصا کمتر دیده ام  اما امروز در خیابان ولی عصر ٬ جنب بازار صفویه به چایخانه سنتی برخوردم که رنگ و بوی دیگری داشت: چایخانه سنتی غدیر

با اتفاق همسرم سری به آنجا زده و با بغضی در گلو از شعف جذابیت این کار ارزنده ٬ از منوی چایخانه نسکافه ای را سفرش دادم که در ستون قیمت آن ٬ پنجاه صلوات نوشته شده بود.

سپس پرسشنامه و پاسخنامه ای آوردند که سوالات مربوط به ولایت امیرالمومنین علی (ع) بود و یکی از میزبانان جوان وخوشروی این چایخانه بر سر هر میزی حاضر شده و با بررسی سوالات و بحثی شیرین ٬ در نشستی سراسر صفا و عشق به ولایت به مقتضای شخصیت و روحیات هر فرد باب بحثی را گشوده و اطلاعاتی در اختیار میهمانان قرار می دادند.

وجودو فعالیت چنین مجموعه هایی از جوانان متدین و معتقد که بدون قضاوت در خصوص مخاطبین خود با آنها دوستانه به گفتگو وبحث می نشینند و محیطی را فراهم می کنند که از هر تیپ شخصیتی در این جمع توانایی حضور و بحث دارند بسیار قابل تقدیر و ارزشمند است و بنظر حقیر تاثیر آن از فعالیتهای  بسیاری از سازمانهای عریض و طویل با بودجه های میلیاردی بیشتر است.

گروه سلام بر آفتاب و جمع دانشجویان عاشق آن می توانند الهام بخش بسیاری  از فعالیتهای نو ومبتکرانه و تاثیر گذار در کنار فغالیتهای سنتی مذهبی باشند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 23:12  توسط وکیل  |